در پهنهی گستردهی فرهنگ و ادبیات شفاهی اقوام ایرانی، گنجینههایی نهفته است که هر یک، دریچهای به سوی جهانبینی، تاریخ و شیوهی زیست مردمان آن دیار میگشاید. در این میان، ایل بزرگ و کهن قشقایی، با سابقهای درخشان در کوچروی و حفظ اصالتهای فرهنگی، میراثی غنی از زبان و ادبیات شفاهی را به یادگار گذاشته است.
یکی از جذابترین و عمیقترین بخشهای این میراث، چیستانهای ترکی قشقایی است که در زبان محلی به آنها “تاپماجا” (Tapmaca) یا “بولماجا” (Bulmaca) گفته میشود.
این تاپماجالار صرفاً بازیهای کلامی برای سرگرمی نیستند؛ بلکه چکیدهای از خرد، هوش و تجربهی زیست محیطی ایل قشقایی در طول قرنها به شمار میروند. آنها ابزاری برای آموزش غیرمستقیم، سنجش ذکاوت و تقویت حافظه در شبهای سرد کوچ و کنار آتش بودهاند.
چیستانهای قشقایی، با تصاویری شاعرانه و استعارههایی برگرفته از طبیعت بکر و زندگی عشایری، نه تنها یک بازی فکری، بلکه یک سند فرهنگی زنده هستند که ارتباط تنگاتنگ این مردم را با محیط پیرامونشان به نمایش میگذارند. ورود به دنیای این چیستانها، در واقع سفری است به عمق ذهن و زبان کوچنشینانی که با هر کلمه، داستانی از کوه، دشت، دام و زندگی پرفراز و نشیب خود را روایت میکنند.
این مقاله، با هدف معرفی، تحلیل و ارائهی مجموعهای از این گوهرهای کلامی به همراه ترجمهی فارسی و پاسخ، تلاشی است برای حفظ و ارج نهادن به این بخش مهم از فرهنگ عامه قشقایی و دعوت علاقهمندان به این حوزه برای کشف زیباییهای پنهان در این ادبیات شفاهی.
چیستانهای قشقایی (تاپماجالار): ساختار و اهمیت فرهنگی
تاپماجا در زبان ترکی به معنای “چیزی که باید پیدا شود” است و به زیبایی، کارکرد اصلی چیستان را که همان یافتن پاسخ پنهان در دل کلمات است، بیان میکند. این چیستانها، به دلیل ریشهدار بودن در فولکلور قشقایی، از نظر ساختار و محتوا دارای ویژگیهای منحصربهفردی هستند:
1. زبان و لحن: تاپماجالار اغلب به صورت منظوم یا نیمهمنظوم و با استفاده از وزن و قافیه ساده بیان میشوند که حفظ و انتقال آنها را آسانتر میکند. این ویژگی، آنها را به نوعی شعر کوتاه و رمزآلود تبدیل کرده است.
2. تصویرسازی بومی: تصاویر به کار رفته در چیستانها کاملاً برگرفته از زندگی روزمرهی عشایری است؛ از ابزار و ادوات دامداری و کشاورزی گرفته تا حیوانات، گیاهان و پدیدههای طبیعی که در مسیر کوچ با آنها سروکار دارند. این امر، چیستانها را به یک منبع غنی برای شناخت واژگان ترکی قشقایی مرتبط با محیط زیست تبدیل کرده است.
3. کارکرد آموزشی و تربیتی: در جامعهی سنتی قشقایی، چیستانگویی یک سنت شبانه و خانوادگی بوده است. بزرگان با طرح چیستانها، نه تنها کودکان و نوجوانان را سرگرم میکردند، بلکه به طور هوشمندانه، قدرت استدلال، مشاهدهی دقیق و تفکر انتزاعی آنها را پرورش میدادند. این سنت، نقش مهمی در انتقال خرد بومی و هویت قشقایی داشته است.
یک حقیقت جالب این است که بسیاری از چیستانهای قشقایی، به دلیل قدمت و ریشهی مشترک در فرهنگهای ترکی، شباهتهایی با چیستانهای آذری و ترکمنی دارند، اما گویش و تصاویر خاص قشقایی، رنگ و بوی منحصربهفردی به آنها بخشیده است.
طبقهبندی موضوعی چیستانها: جهانبینی قشقایی

بر اساس پژوهشهای انجامشده بر روی مجموعه چیستانهای فولکلور قشقایی، میتوان تاپماجالار را بر اساس موضوع به دستههای اصلی زیر تقسیم کرد. این طبقهبندی، نشاندهندهی اولویتهای فکری و عناصر مهم در زندگی عشایری است:
ردیف |
دستهی موضوعی |
توضیحات و مثالها |
۱ |
ابزار و محصولات بشری |
این دسته بیشترین فراوانی را دارد و شامل ابزارهای زندگی عشایری، بافندگی، کشاورزی و وسایل خانه است. (مانند: سوزن، قالی، تفنگ، نان). این امر نشاندهندهی اهمیت کار و تولید در فرهنگ قشقایی است. |
۲ |
حیوانات و اجزاء حیوانی |
شامل دامها (گوسفند، بز، اسب)، پرندگان و حیوانات وحشی و همچنین اجزای بدن آنها. این دسته، بازتابدهندهی اقتصاد دامداری و ارتباط نزدیک ایل با حیوانات است. |
۳ |
انسان، روحیات و عواطف |
شامل اعضای بدن، حالات روحی، روابط خانوادگی و مراحل زندگی. این بخش، جنبههای جامعهشناسی و روانشناسی فرهنگ قشقایی را منعکس میکند. |
۴ |
عناصر و اجزاء طبیعت |
شامل پدیدههای طبیعی (آب، باد، آتش، خورشید، ماه)، اجرام آسمانی، کوه و دشت. این چیستانها، بیانگر احترام و توجه به طبیعت به عنوان بستر اصلی زندگی کوچنشینی هستند. |
۵ |
گیاهان و خوراکیها |
شامل انواع میوهها، سبزیجات، غلات و غذاهای محلی. این دسته، نشاندهندهی دانش بومی قشقاییها در مورد گیاهان دارویی و خوراکی است. |
۶ |
علوم و معارف بشری |
شامل مفاهیم انتزاعی، نوشتار، زمان و اعداد. این بخش اگرچه کمترین فراوانی را دارد، اما نشاندهندهی تفکر فلسفی و انتزاعی در میان این مردم است. |
نمونههایی از چیستانهای ترکی قشقایی با ترجمه و جواب

چیستان: باشیم وار، آياغم یوخ، گؤیده گزهرَم، یاخانِی گتیریرم. من نهیم؟
جواب: بولود
ترجمه فارسی: سر دارم، پا ندارم؛ در آسمان میگردم و باران میآورم. (ابر)
چیستان: گجه گلر، ایشیغ آپارار، آمّا اوزونون نوری یوخ. من نهیم؟
جواب: آی
ترجمه فارسی: شب میآید و نور میآورد، ولی خودش نور ندارد. (ماه)
چیستان: تاختا ایچینده اویوم وار، آمّا ایشیغ یوخ، آدم یاشاماز. من نهیم؟
جواب: قوز
ترجمه فارسی: درون چوب خانه دارم، اما کسی در آن زندگی نمیکند. (گردو)
چیستان: قیشدا آغام، یازدا اَریم. من نهیم؟
جواب: قار
ترجمه فارسی: زمستان سفیدم، در بهار آب میشوم. (برف)
چیستان: بیر آچارم وار، آمّا قاپی آچماز، دیله نؤر ورر، آمّا دانیشماز. من نهیم؟
جواب: کیتاب
ترجمه فارسی: کلیدی دارم که در را باز نمیکند؛ به زبان نور میدهد ولی سخن نمیگوید. (کتاب)
چیستان: ایکی قارداش، بیربیرینه باخار، بیری گلر، بیری گئدر. من نهیم؟
جواب: گؤزلر
ترجمه فارسی: دو برادرند که به هم نگاه میکنند؛ یکی میآید، یکی میرود. (چشمها)
چیستان: سنسیز یاشایا بیلمرم، آمّا من سئنی یئدیینده اولورم. من نهیم؟
جواب: اود
ترجمه فارسی: بدون تو نمیتوانم زنده باشم، اما وقتی تو را بخورم میمیرم. (آتش → اشاره به آب)
چیستان: گجه گؤیدَه مینلرجه دوستوم وار، آمّا هَرِسی آیری. من نهیم؟
جواب: اولدوزلار
ترجمه فارسی: شبها در آسمان هزاران دوست دارم، ولی همه جدا از هماند. (ستارگان)
چیستان: اوزاقدان گلرم، آمّا آدیم یول دئییل؛ گلنده هر شئی سئرین اولار. من نهیم؟
جواب: کولک
ترجمه فارسی: از دور میآیم ولی نامم راه نیست؛ وقتی میآیم همهچیز خنک میشود. (باد)
چیستان: اویهسیم یوخ، پنجرهم یوخ، آمّا ایچینده جان وار. من نهیم؟
جواب: یومورتا
ترجمه فارسی: خانه ندارم و پنجره ندارم، ولی درونم زندگی است. (تخممرغ)
چیستان: گجه آغلارام، گوندوُز گولَرَم، سُو یوخ، گؤز یوخ. من نهیم؟
جواب: بولود
ترجمه فارسی: شبها میبارم، روزها میخندم؛ نه آب دارم، نه چشم. (ابر)
چیستان: آياغم وار، آمّا یئرمم، باشیم وار، آمّا آغلیم یوخ. من نهیم؟
جواب: میز
ترجمه فارسی: پا دارم ولی راه نمیروم؛ سر دارم اما عقل ندارم. (میز)
چیستان: منه دوخونسان، سئرین اولارام، گونش گلسه، ایستی اولارام. من نهیم؟
جواب: سو
ترجمه فارسی: اگر به من دست بزنی سرد میشوم، خورشید که بیاید گرم میشوم. (آب)
چیستان: آغاجام آمّا گؤلگهم یوخ، کؤکوم وار آمّا توپراقدا یوخ. من نهیم؟
جواب: قالم
ترجمه فارسی: درختم اما سایه ندارم؛ ریشه دارم ولی در خاک نیستم. (مداد)
چیستان: گورو یئره سو توکسن، گول آچار، آمّا حقیقی بیتی یوخ. من نهیم؟
جواب: رَسِم
ترجمه فارسی: اگر روی زمین خشک آب بریزی، گل باز میشود، اما گیاه واقعی نیست. (نقاشی)
چیستان: هر سحر گلرم، هر گجه گئدرم، هیچکس منی توتاماز. من نهیم؟
جواب: گونش
ترجمه فارسی: هر صبح میآیم و هر شب میروم، اما کسی نمیتواند مرا نگه دارد. (خورشید)
چیستان: آغزیم وار، آمّا دانیشمارام، آدم گلسه سَلام وئرَرَم. من نهیم؟
جواب: تلفون
ترجمه فارسی: دهان دارم اما حرف نمیزنم؛ وقتی کسی بیاید سلام میکنم. (تلفن)
چیستان: هر کِس بیر دیلده آدیمی دئیَر، آمّا من همیشه بیریم، شئرین و یومشاق. من نهیم؟
جواب: بال
ترجمه فارسی: هر کسی به زبانی نامم را میگوید، ولی همیشه یکیام؛ شیرین و نرم. (عسل)
چیستان: قاپی وار، آمّا قفل یوخ، ایچی دولو، آمّا یاشایان یوخ. من نهیم؟
جواب: صندوق
ترجمه فارسی: در دارم ولی قفل ندارم، درونم پر است اما کسی در آن زندگی نمیکند. (صندوق)
چیستان: دلیم یوخ، آمّا چوخ دانیشارام، کِسی یانیمدا اولسا، فکری دَییشَر. من نهیم؟
جواب: موسیقی
ترجمه فارسی: زبان ندارم، اما زیاد حرف میزنم؛ هر که کنارم باشد، فکرش عوض میشود. (موسیقی)
چیستان: هر گون گلرم، هر گجه گئدرم، آمّا آدیم من دئییل. من نهیم؟
جواب: سحر
ترجمه فارسی: هر روز میآیم، هر شب میروم، اما نامم من نیست. (صبح)
چیستان: آغزیم یوخ، آمّا یئییلرِم، دیلیم یوخ، آمّا دَد وئرَرَم. من نهیم؟
جواب: قاشیق
ترجمه فارسی: دهان ندارم ولی میخورم، زبان ندارم ولی مزه میدهم. (قاشق)
چیستان: قاپیم وار، آچیلار، آمّا هیچوقت باغلانمار. من نهیم؟
جواب: پنجره
ترجمه فارسی: دری دارم که باز میشود، ولی هیچوقت بسته نمیشود. (پنجره)
چیستان: گجه گؤیده آچارام، آمّا یئره دوشمرم، فُرصَت اولاندا پاریلدارام. من نهیم؟
جواب: اولدوز
ترجمه فارسی: شب در آسمان میدرخشم ولی نمیافتم، وقتی فرصت باشد میدرخشم. (ستاره)
چیستان: ایچیم بوش، آمّا هر نهنی ایچینه آلَرام. من نهیم؟
جواب: چانتا
ترجمه فارسی: درونم خالی است، اما هر چیزی را درون خود میگیرم. (کیف/کولهپشتی)
در این بخش نیز، مجموعهای از چیستانهای اصیل قشقایی (تاپماجالار) به همراه ترجمهی دقیق فارسی و پاسخ آنها ارائه میشود. این نمونهها، زیبایی کلامی و عمق فکری نهفته در این ژانر ادبی را به خوبی نشان میدهند.
ردیف |
چیستان ترکی قشقایی (تاپماجا) |
ترجمه فارسی |
جواب (ترکی) |
جواب (فارسی) |
دستهبندی موضوعی |
۱ |
آتدیم یاماجا، دوشدو اوماجا. |
پرتاب کردم به سمت سراشیبی، افتاد در کاسهی ماست. |
دوز (Düz) |
نمک |
گیاهان و خوراکیها |
۲ |
او نه دیر کی، بدنی ایچريده، باشی ائشيکده؟ |
آن چیست که بدنش داخل است و سرش بیرون؟ |
میخ (Mıx) |
میخ |
ابزار و محصولات بشری |
۳ |
آیاغی هی سو ایچر، اوستوندن گلن گچر. |
پایش همیشه آب مینوشد، و هر کس از رویش میآید، میگذرد. |
کورپو (Körpü) |
پل |
ابزار و محصولات بشری |
۴ |
عالمی بزر اوزو لوت گزر. |
دنیا را میگردد و خودش لخت میماند. |
ایینه (İynə) |
سوزن |
ابزار و محصولات بشری |
۵ |
اذان اوخویار، ناماز قیلماز، آرواد آلار، كبین كسمز. |
اذان میخواند، نماز نمیخواند، زن میگیرد، عقد نمیکند. |
خوروز (Xoruz) |
خروس |
حیوانات و اجزاء حیوانی |
۶ |
الیمله اكیرم، دیلیمله بیچیرم. |
با دستم میکارم، با زبانم درو میکنم. |
یازی (Yazı) |
نوشتن/نامه |
علوم و معارف بشری |
۷ |
آغریسیز، غمسیز آغلادار. |
بدون درد و غم، به گریه میاندازد. |
سوغان (Soğan) |
پیاز |
گیاهان و خوراکیها |
۸ |
بالاجا گونبز، قاپیسی یوخ. |
گنبد کوچک، که دری ندارد. |
یومورتا (Yumurta) |
تخم مرغ |
حیوانات و اجزاء حیوانی |
۹ |
ناردان شیراین هاردا وار، ال توتماز پیچاق کسمز اوندان شیرین هاردا وار. |
از انار شیرینتر کجا هست، دست نمیگیرد، چاقو نمیبرد، از آن شیرینتر کجا هست. |
یوخو (Yuxu) |
خواب |
انسان، روحیات و عواطف |
۱۰ |
ال سیز، ماشینسیز توخوجو. |
بافندهای بدون دست و ماشین. |
هؤرومجك (Hörümcək) |
عنکبوت |
حیوانات و اجزاء حیوانی |
۱۱ |
باشینی كسدیم قانی یوخ، یومورتاسینین سارسی یوخ. |
سرش را بریدم خونی ندارد، زردهی تخم مرغ ندارد. |
قاریشقا (Qarışqa) |
مورچه |
حیوانات و اجزاء حیوانی |
۱۲ |
آغ یئرده قارا توخوم، قمیش ایله اكیلر، آغیز ایله دَریلر. |
در زمین سفید، تخم سیاه، با نی کاشته میشود، با دهان درو میشود. |
یازی (Yazı) |
نوشتن/خواندن |
علوم و معارف بشری |
تحلیل استعارهها و مفاهیم در تاپماجالار

چیستانهای قشقایی سرشار از استعارهها و تشبیهاتی هستند که درک آنها نیازمند آشنایی با فرهنگ کوچنشینی است. تحلیل این استعارهها، عمق خرد نهفته در این ادبیات عامه را آشکار میسازد:
۱. استعارههای مرتبط با ابزار و زندگی عشایری
بیشترین چیستانها به اشیاء و ابزارهایی اختصاص دارند که در زندگی روزمرهی ایل حیاتی هستند. برای مثال، چیستان شماره ۴ (“دنیا را میگردد و خودش لخت میماند” – سوزن) به خوبی کارکرد سوزن در دوخت و دوز لباسهای ایل را به تصویر میکشد، در حالی که خود سوزن همیشه بدون پوشش است.
این نوع چیستانها، نوعی انسانانگاری (Personification) از اشیاء بیجان است که به آنها روح و حرکت میبخشد. همچنین، چیستانهایی که به قالیبافی یا سیاهچادر (بهون) اشاره دارند، اهمیت این صنایع دستی و محل سکونت را در هویت قشقایی برجسته میکنند.
۲. استعارههای طبیعت و پدیدههای کیهانی
چیستانهایی که به عناصر طبیعی مانند آب، آتش، ماه و خورشید میپردازند، اغلب با لحنی شاعرانه و رمزآلود همراه هستند. این پدیدهها که برای یک کوچنشین، تعیینکنندهی مسیر و زمان کوچ هستند، با تشبیهات ساده و در عین حال عمیق توصیف میشوند.
برای مثال، توصیف ماه و ستارهها به عنوان “گوسفندان نقرهای در دشت سیاه آسمان” یا “چراغهای آویزان بدون نخ” نمونههایی از این تصویرسازیهای کیهانی هستند. این نوع تفکر، نشاندهندهی ارتباط معنوی و عملی قشقاییها با طبیعت است.
۳. نقش پیاز و نمک در ادبیات چیستان
جالب است بدانید که پیاز و نمک، به عنوان دو عنصر اساسی در آشپزی و زندگی عشایری، جایگاه ویژهای در چیستانها دارند. چیستان شماره ۷ (“بدون درد و غم، به گریه میاندازد” – پیاز) یک مثال جهانی است که در فرهنگهای مختلف نیز دیده میشود، اما در بستر قشقایی، به دلیل استفادهی فراوان از پیاز در غذاهای سادهی کوچنشینی، اهمیت بیشتری مییابد.
همچنین، نمک (چیستان شماره ۱) که در گذشته کالایی ارزشمند محسوب میشد، با استعارههای متناقض (پرتاب به سراشیبی اما افتادن در کاسهی ماست) توصیف میشود تا ذهن را به چالش بکشد.
نتیجهگیری: میراثی برای اندیشیدن
چیستانهای ترکی قشقایی، بیش از هر چیز، شاهدی بر عمق خرد بومی و غنای ادبیات شفاهی ایل قشقایی هستند. این تاپماجالار، با ترکیبی هنرمندانه از زبان، طبیعت و زندگی روزمره، نه تنها یک سرگرمی فکری، بلکه یک روش زندگی و یک ابزار تربیتی بودهاند.
آنها به ما میآموزند که چگونه میتوان با سادهترین واژگان، عمیقترین مفاهیم را منتقل کرد و چگونه میتوان از دل زندگی سخت کوچنشینی، زیبایی و شوخطبعی را استخراج نمود.
امروزه، در عصر ارتباطات و دگرگونیهای سریع فرهنگی، خطر فراموشی این گنجینههای شفاهی بیش از پیش احساس میشود. از این رو، جمعآوری، تحلیل و انتشار آنها به همراه ترجمهی فارسی، نه تنها برای علاقهمندان به زبان و ادبیات، بلکه برای حفظ هویت فرهنگی یک ملت ضروری است.
این چیستانها، دعوتی هستند برای اندیشیدن، برای بازگشت به ریشهها و برای درک این نکتهی مهم که فرهنگ قشقایی، فرهنگی است که در آن، هر شیء و هر پدیدهای در طبیعت، یک رمز و یک معما برای حل شدن است.
با مطالعه و به اشتراکگذاری این تاپماجالار، میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که صدای خرد کوچنشینان، همچنان در پهنهی تاریخ ایران طنینانداز خواهد بود و نسلهای آینده نیز از این میراث گرانبها بهرهمند خواهند شد.






